Section / Image: 3 Page: 110 Line: 14اين داستان از بهرِ آن گفتم، واين فصلِ جزل، کى در Line: 15صورتِ هزل بوذ، بر سمعِ شهزيار ازان گذرانيذم، تا زور وافترا، وزوق Page: 111Line: 1و افتعالِ زنان، بر رأىِ اعلى روشن گردذ، و بأقاويل و تخييل، و اباطيل و تويلِ Line: 2ايشان التفات نفرمايذ، از بهرِ آنك زنان اگرچه ناقصاتِ عقل اند، بر کمالِ Line: 3عقولِ رجال خندنذ، و عقلا را بجايلِ گُفتار، چون کَفْتَار، در چُوالِ Line: 4مُحالِ خوذ کنند. واگر پاذشاه را از براى تصفيهء اذهان، از اعيان مثالى Line: 5بايذ، قصّهء آدم و حوّا، و يوسف و زليخا، قانونِ اعتبار، و مقياسِ Line: 6اختبارست؛ و اگر هيچ کس را در معاملهء ايشان مرا بحهء توانستى بوذ، آدم را Line: 7بوذى کى بنيت و خللقتِ او در مقاصيرِ دار النعيم، و صورتِ او فهرستِ Line: 8احسن التقويم بوذه است؛ و چون شاه را اين مقدّماتِ لايح معلوم شذ، Line: 9دانذ کى بهيچ وقت در سراى کون وفاد، از جبلّت و طبعيتِ ايشان رشاد Line: 10و سداد التماس کردن، و بتصريب و تخليطِ زنى شاه زاذه را کى قطبِ Line: 11سپهرِمعالى، و مرکزِ دوايرِ اعلى است، بصرصرِ فنا و اعدام نتوان داذ Line: 12شاه چون داين داستان سماع کرد، واين کلمات استماع فرموذ، مثال داذ Line: 13تا شاه زاذه را بحبس بردند
This text is part of the TITUS edition of Zahiri Samarqandi, Sindbad-Name.
Copyright TITUS Project,
Frankfurt a/M, 10.12.2008.
No parts of this document may be republished in any form
without prior permission by the copyright holder.