TITUS
Zahiri Samarqandi, Sindbad-Name
Part No. 34
Previous part

Chapter: 5  
Section / Image: 1  
Page: 111  
Line: 14   آمذن کنيزك روز دوم بحصرت شاه


Line: 15   روزِ دوّم کى مسّاحِ عالمِ بالا، بساحت دورانِ گردون بنقطهء افقِ
Line: 16  
مشرق رسيذ، سرادقِ مزعفر، در چهرهء هفت طارمِ اخصر کشيذ، و بساطِ
Line: 17  
ملّوَن بر بسيتِ اين کُرهء اغبر گسترد، بسمعِ کنيزك رسيذگى شاه سياستِ
Page: 112   Line: 1  
پسر در تأخير افکند، بببِ آنك يکى از جملهء وزرا، بطايفِ مواعظ،
Line: 2  
و دقايقِ نصايح، او را از امصاى اين راى، در ثردّد و اتباه افکنده است،
Line: 3  
و حالتِ سخطِ او را برصا و ارتصا بدل گردانيذه، واز تقديم سياست زجر
Line: 4  
و منع کرده، و در اصنافِ مکرِ زنان، و اوصافِ غدرِ ايشان، حکايات نادر
Line: 5  
و غريب آورده؛ و تقرير کرده، کى بذمّ و مدح، و حِدّ و هزلِ ايشان التفات
Line: 6  
نشايذ نموذ، و نکوهش و ستايش، و اِبا و ارادتِ ايشانرا لايقِ محو و ايشان نبايذ
Line: 7  
پنداشت، و شاوِ روهُنَّ و خالِفوهُنَّ دستور اعتبار و نموذارِ اختبار بايذ ساخت،
Line: 8  
چى هر کرا بتنصيص اين تخصيص داذه باشذ، کى الرّحلُ قوَّامونَ علمى النِاهِ
Line: 9  
بکلماتِ ناقصِ ايشان، کى از مَکمنِ اِنَّهُنَّ ناِقصاتُ العقلِ والِدينِ ظهور
Line: 10  
پذيرفته بوذ، نظر نکنند
Line: 11  
پس متنکّر وار، و متحيرّ کردار پيشِ تختِ شاه رفت، و بعد از تئريرِ
Line: 12  
تحيّت، و اقامتِ و ظايفِ خدمت، گفت: عدل شاه مستعانِ ملههوفان، مستغاثِ
Line: 13  
مظلومان، و مستمسَكِ مهجوران است، و هر مبالغتى کى رأىِ مُلك آراى
Line: 14  
شاه، در تمهيدِ قواعدِ انصاف، و تشييدِ مبانى انتصاف فرمايذ، طليعهء
Line: 15  
دوامِ دولت، و مودّمهء بواى سلطنت بوَذ؛ واين ظلمِ مُفرطِ شنيع کى برين بنده
Line: 16  
رفت، اگر بر يکى از آحاد خدمتگارانِ سراى حرم رفتى، از عدلِ شاه
Line: 17  
لازم آمذى کى بر قصيّتِ استکبار و خميّت، و مقتصاى استنکاف وأنَفَت، و لوازمِ
Page: 113   Line: 1  
قصاياى معدِلت، و شرايطِ شريعتو مروّت، انصافِ او بداذى، و قُبعِ اين
Line: 2  
شَين، و فصيحتِ اين عار، از جيبِ عَفاف، و ذيلِ صلاحِ او محو کردى؛
Line: 3  
فکيف در حقِّ بندهءى کى بعقدِ شرعى، و عهدِ دينى، خير و شرّ، و نفع
Line: 4  
و صرِّ او حواله بنظرِ عاطفت و ايشار و رحمتِ پادشاه بوَذ:


Line: 5   شعر ‏(خفيف)‏
Line: 6  
واذا کان فى الانابيبِ خَلْفُوَقَعَ الطَّيشُ فى صدورِ الصِعادِ


Line: 7  
بيت ‏(رمل)‏
Line: 8  
پاذزهر از شرِّ زهر افزون شوذچون ز اندازهء خوذ بيرون شوذ


Line: 9   و بنده شنيده است کى يکى از آحادِ اعداذِ وزرا، در بابِ منده رصريب
Line: 10  
و تخليط نموذه است، واقوالِ بنده را در معرضِ کِذب و فصيحت چلوه کرده،
Line: 11  
وکلمت و مقدّماتِ او را در لباس سماجت و تقبيز يرض داذه، و بتغييرِ احوال
Line: 12  
وتعييرِ اقوالِ او سَعى نموذه، و مى ترسم کى ببتِ مقالاتِ وزرا،
Line: 13  
ومُحالاتِ شامزاذه، همان مقامات پيش آيذ کى آن گازر را از پسرِ
Line: 14  
ناحَلَف، و فروزندِ عاقّ پيش آمذ. شاه پرسيذ کى چگونه بوذ آن داستان؟
Line: 15  
باز گوى!



Next part



This text is part of the TITUS edition of Zahiri Samarqandi, Sindbad-Name.

Copyright TITUS Project, Frankfurt a/M, 10.12.2008. No parts of this document may be republished in any form without prior permission by the copyright holder.