Line: 14پس دستورِ اوّل پيشِ شاه رفت، و شرطِ خدمت، و لوازمِ ثنا و تحيّت Line: 15اقامت کرد، و گفت: مدّةِ عمرِ شاهِ کامکار، و خسروِ نامدار، در متابعتِ عقل Page: 85Line: 1و شايعتِ عدل باذ! دولتِ او معمور بسداد. و حصرتِ او مشهور بر شاد! Line: 2چون آثارِ عنايت و فصلِ الهى صفاتِ ذاتِ شريفِ شاه را فهرستِ فصايل و شمايلِ Line: 3عالميان، و ديباچهء مناقب و مآثرِ آدميان گردانيذه است، خاطرِ منيرِ او مغيّباتِ Line: 4قصا از لوحِ تقدير بر مى خوانذ، و عقلِ شريفِ او مکنوناتِ قدر کى از کتمِ عدم Line: 5در حيّزِ وجود آيند مى بينذ و مى دانذ، و از آنجا کى رأىِ کافى، و عقلِ وافى، و کمالِ Line: 6حصافت، و وفورِ شهامتِ پاذشاهست، لايق و موافق نمى نمايذ بتُرَّ هاتِ ناصى عقلى، Line: 7و مُموَّهاتتِ ناقص عهدى، بر چنين سياستى هايل، کى تداركِ آن در حيّزِ امکانِ Line: 8بشرى متعدرّست، اقدام نموذن؛ کچون آفتابِ يقين از حجابِ شبهت و نقابِ ريبت Line: 9منکشف شوذ، و چنين راى بامصا رسيذه باشذ، و چنين مثالى تقديم يافته، Line: 10حسرت و ندامت دست گيرِ فلاح، و پاى مردِ نجاح نبوَذ، و حسرت و صجرت نافع Line: 11و ناجع نباشذ، و عقل اين معانى بر خوانذ:
Line: 12شعر Line: 13سوفَ ترى اِذا اَنجلى الغُبارُأفَرَسُ تحتكَ ام حمارُ
Line: 14و قد قال اللّه تعالى: ياءَيُّها الذين آمَنوا اين حِاءَکم فاسِقُ بنإِ فتبيَّنوا ان Line: 15تُصيبوا قومﴽ بجهالة فتعسبحوا على ما فعلتم نادمين Add.: 49/6، و اگر شاه درين معنا تأنّى Line: 16فرمايذ، و شرائطِ احتياط و تثبٌّت بجاى نيارذ، و حقّ از باطل و زور از صدق Line: 17جذا نکنذ، همچنان مغبون شوذ، کى آن مرد از طوطىِ خويش بتزوير و تخييل Page: 86Line: 1زن، و چون از حقيقتِ حالِ او استکشافى رفت، و خفاياى آن ماجَرىَ، Line: 2و خباياى آن حادثه محقّق شذ، ندامت سوذ نداشت، و پشمانى مُريح نبوذ. Line: 3شاه پرسيذ: چگونه است آن داستان؟ بگوى!
This text is part of the TITUS edition of Zahiri Samarqandi, Sindbad-Name.
Copyright TITUS Project,
Frankfurt a/M, 10.12.2008.
No parts of this document may be republished in any form
without prior permission by the copyright holder.