TITUS
Zahiri Samarqandi, Sindbad-Name
Part No. 26
Previous part

Chapter: 3  
Section / Image: 1  
Page: 78  
Line: 13   و پاذشاه را هفت و زير شايسته بوذ، هر يك کامل و عاقل، و ناصح
Line: 14  
و فاصل، و مُلك پرور، و داذ گستر، و هر هفت بر آسمان دولت شاه چون هفت سيّاره
Line: 15  
بوذند، و مدارِ مُلك و دولت برأىِ صايب، و ذهنِ ثاقب، و اصابتِ راى و رجحانِ
Page: 79   Line: 1  
عقلِ ايشان ثابت و محکم بوذ، و بحکمِ طالع مسعود و اخترِ ميمون در حصرت
Line: 2  
بخدمت حاصر آمذه بوذند. چون آن معنى بديذند، و آن مقدّمات بشنيذند،
Line: 3  
هر هفت اجتماعى کردند، و در زاويه اى فرا هم شذند، و فگتند: واجب است
Line: 4  
درين کار تأمّلى واجب داشتن. وزيرِ بزرگترين گفت: نشايذ کى پاذشاه
Line: 5  
بگفتارِ زنى ناقص عقل التفات نمايذ، و فرزندى را کى محايل رُشد،
Line: 6  
و آثارِ نجابث، و انوارِ کياست و فراست، بر جبينِ او مبين و لايح بوذ، و در رُوا
Line: 7  
و رويّتِ او لامح و لامع باشذ هلاك کنذ، از بهرِ آنك چون حدّتِ غصب
Line: 8  
و فَورتِ خشم تسکين يابذ، از امصاى اين عزيمت متفيّر و متأسَف گردذ.
Line: 9  
و آنگه ندامت و تأسَف مُريح و منحِبح نباشذ، و شَينِ آن لابد برأى رکيك
Line: 10  
و خاطر واهى پاذشاه راجع شوذ، و ما برکاکتِ عقل و سخافتِ خرذ منسوب
Line: 11  
گرديم، ديگر: چون پاذشاه از امصاى اين عزيمت، و تقديمِ اين سياست، پشيمان
Line: 12  
شوذ، بران انکار نمايذ، و فناهِ خويش، و ائرِ تعجيل، بما حواله کنذ، مارا بکردِ
Line: 13  
خويش مأخوذ و متّهم و معاتَب و معاقَب گردانذ، و اين مثل عثل بر خوانذ:


Page: 80  
Line: 1   مصراع ‏(هزج)‏
Line: 2  
انگور شگال خورذ و پنبه روباه


Line: 3   سديگر: چون سريرِ دولت از منصبِ شاهى خالى و عاطل مانذ، و مملکت را
Line: 4  
وارث و مستحقّى نبوَذ، کى چهار بالشِ دولت بوَى آراسته گردذ، دشمن قصدِ اين
Line: 5  
ديار کنذ، و بقلع و استيصالِ ما کوشذ، و دمار از اهلِ اين ديار بر آرذ، و اگر ما
Line: 6  
اين حادثه را تدارك نکنيم، و برأىِ ثاقب تلافى ننمائيم، و بال و نکالِ آن بما راجع
Line: 7  
شوذ. وزرا گفتند: اگر پاذشاه بى مشورت و تدبيرِ ما عزيمتى بامصا رسانذ،
Line: 8  
و از ما در ان استخارت نفرموذه باشذ، اذيّتِ عواقب و بليّتِ اواخرِ آن بما چگونه
Line: 9  
باز گردذ؟ وزيرِ بزرگترين گفت: اگر شما بر سمتِ تدبيرِ من نرويذ،
Line: 10  
و سخنِ مراى مؤثّر شناسيذ، بشما همان رسذ کى بپوزينگان رسيذ کى سخن امير
Line: 11  
و کلانترِ خوذ نشنيذند تا بغرامتِ آن مأخوذ شذند: چگونه بوذ
Line: 12  
آن داستان؟ باژ گوى!


Next part



This text is part of the TITUS edition of Zahiri Samarqandi, Sindbad-Name.

Copyright TITUS Project, Frankfurt a/M, 10.12.2008. No parts of this document may be republished in any form without prior permission by the copyright holder.